هیچ وقت این فرصت برای من پیش نیامد که با خسرو شکیبایی همبازی شوم و خودش هم می دانست که این آرزوی من بود که من با او بازی کنم. این شانس و این غنیمت از من دریغ شد. فقط کسی که بازیگری می داند، می فهمد که خسرو شکیبایی کیست.
بازیگری تقلب زیاد دارد و این ویژگی بازیگری را تبدیل می کند به یک هنر ناب و یک هنر سطحی و بی ارزش.
هنر سطحی که بی ارزش باقی می ماند و بالاتر نمی رود. خسرو به طرز عجیب و غریبی نبوغ بازیگری را داشت. اصلا پیش می آید که از این پس کسی بتواند اینطوری بازی کند؟ این همه خاطره، این همه لحظه های متنوع، این همه... اصلا چه می شود؟ واقعا این چه توانایی بود؟ این فاجعه است که این اتفاف اینقدر زود برای خسرو افتاد.
ما از خسرو خیلی خاطره داریم، خیلی زیاد. او حقیقتا بهترین بازیگر تاریخ سینمای ایران بود. حقیقتا بهترینشان بود. او بازیگری را تغییر داد. خسرو شکیبایی یکی از کسانی بود که علاقه ی من را به سینما شکل داد. او علاقه ی من را به سینما دو صد چندان کرد. با خسرو علاقه ی من به سینما زیاد شد. خیلی چیزها علاقه ی من را به سینما شکل دادند. بازی خسرو شکیبایی هم یکی از آنها بود. خسرو شکیبایی در سینمای ایران واقعا بی بدیل بود، چه می توان گفت؟...
واقعا این خقیقت دارد که خسرو شکیبایی دیگر در میان ما نیست؟
من عاشق خسرو شکیبایی بودم و این اواخر همیشه به دیدن او می رفتم. گاهی اوقات فقط برای دیدن خسرو سر صحنه ی فیلم ها می رفتم. او را می بوسیدم و با هم گپ می زذیم. این اواخر یکی از فیلم ها قرار بود خسرو شکیبایی پا برهنه روی زمین راه برود، هوا سرد بود و این کار برایش دشوار بود. من کنار او نشستم و پاهایش را در دستم گرفتم تا سرد نشود.
آن روزی که شنیدم شکیبایی بیمار است به بیمارستان رفتم، به پرستار گفتم بگویید: بهداد آمده. او کسی را نمی پذیرفت، اما با پیغام من دم در اتاق آمد و ما خیلی با هم حرف زدیم. من آنجا از او عاشقانه خواستم مواظب خودش باشد. به او گفتم تو به همه تعلق داری. متاسفم، روزگار نگذاشت...
اگر خسرو در کشور دیگری بود، سطح بازیگری او جهانی می شد. شاید او یک آل پاچینو می شد.

خسرو شكيبايي که با بازی در نقش حميد هامون در فيلم «هامون» داريوش مهرجويي باورش كرديم ، با نقش آفرینی قابل تحسین در فیلم اتوبوس شب به کار بازیگری پایان داد امروز جمعه بر اثر سکته قلبی در گذشت .
خسرو تا به حال به خاطر هامون، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را در هشتمين دورهي جشنواره فجر گرفته است ، سالها بعد به خاطره فيلم «كيميا»ي احمدرضا درويش، دوباره اين سيمرغ را به خانه برد. او سومين سيمرغ خود را هم را براي بازي در نقش عادل مشرقي فيلم «سالاد فصل» فريدون جيراني گرفت. از آخرين افتخارات شكيبايي هم ديپلم افتخار براي فيلم «اتوبوس شب» كيومرث پوراحمد بود.
شكيبايي كه خاطره بازياش را در فيلمهاي «كاغذ بيخط»، «يكبار براي هميشه» و مجموعههاي تلويزيوني «مدرس»، «روزي روزگاري» و «خانهي سبز» از ياد نبردهايم، كمتر اهل گفتوگو و مصاحبه بود و با بيان صميمانهاش از خبرنگاران ميخواست كه از او توقع مصاحبه نداشته باشند و دلگير هم نشوند.
او با بازي در نقش كوتاهي در فيلم «خط قرمز» (مسعود كيميايي، ۱۳۶۱) اولين حضورش را در سينما رقم زد و با «هامون» در خاطرهها ماندگار شد.
شكيبايي در حدود ۴۰ فيلم سينمايي حضور داشته است؛ فيلمهايي همچون: «پري»، «رابطه»، «سايه به سايه»، «درد مشترك» و «خواهران غريب» و با فيلمسازان شاخصي چون داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي و مسعود كيميايي همكاري داشت.
آخرين نقشآفريني اين هنرمند در فيلم تلويزيوني «پيوند» سعيد عالمزاده و آخرين نمايش فيلمش، «آشيانهاي براي زندگي» حميد طالقاني بود كه به مناسبت روز پدر از تلويزيون پخش شد.
شكيبايي متولد سال ۱۳۲۳ در تهران، فارغالتحصيل بازيگري از دانشكدهي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. در زندگينامهي او به اين موارد اشاره شده است: علاقه به كشتي كچ و شركت در چند مسابقهي آماتوري و غيرحرفهيي (۱۳۴۰)، عضو گروه نمايشي توسكا و بازي در نمايش پنجهي عدالت، گويندهي فيلم در استوديو شهاب (۴۹-۱۳۴۷)، فعاليت در تئاتر (۱۳۵۴) و انتشار چند نوار از شعرهاي شاعران معاصر.
از نمايشهاي او هستند: پنجهي عدالت، زير گذر لوطي صالح، تراژدي كسري، هنگامهي شيرين وصال، بليت تئاتر، پنجه به دست آوردن، صيادان، با خشم به ياد آر، بازرس، سنگ و سرنا، همهي پسران من، شب بيست و يكم و بيا تا گل برافشانيم.
از فيلمها، نمايشها و مجموعههاي تلويزيونياش هم به اين موارد ميتوان اشاره كرد: زير گذر لوطي صالح، سنگ و سرنا، لحظه،كتيبه، سمك عيار، لحظه، كوچك جنگلي، مدرس، تهران ۵۳، روزي روزگاري، ميثاق خون، خانهي سبز، ميراث مشترك (گوينده گفتار متن)، سرزمين سبز، كاكتوس، در كنار هم، پهلوانان نميميرند و سرزمين سبز.

اما فيلمشناسي خسرو شكيبايي به اين شرح است: خط قرمز، دادشاه، صاعقه، دزد و نويسنده، رابطه، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جستوجو در جزيره، بانو، پرواز را به خاطر بسپار، سارا، يك بار براي هميشه، بلوف، پري، درد مشترك، لژيون، كيميا، عاشقانه، خواهران غريب، سايه به سايه، سرزمين خورشيد، رواني، زندگي، ميكس، كاغذ بيخط، دختري به نام تندر، مزاحم، صبحانهاي براي دو نفر و اتوبوس شب.
پیکر این هنرمند بزرگ فردا ۳۰/۴/۸۷ ساعت ۹ صبح از مقابل تالار وحدت تهران به سمت بهشت زهرا تشییع میشود .
امین تارخ سخنگوی هیئت مدیره خانه سینما ضمن اعلام این خبر گفت: از آنجا که زندهیاد شکیبایی هنرمندی مردمی و بسیار محبوب بود و ما پیشبینی میکنیم جمع زیادی از مردم در مراسم وداع با پیکر او حضور داشته باشند، محوطه مقابل تالار وحدت را برای مراسم تشییع انتخاب کردیم.
وی در ادامه افزود: چون ما قصد داریم حتیالامکان تمام هنرمندان و دوستداران مرحوم شکیبایی در مراسم تشییع پیکر او شرکت کنند، این مراسم را ساعت ۹ صبح روز یکشنبه سیام تیر مقابل تالار وحدت برگزار میکنیم. جزئیات بیشتر مراسم هم متعاقبا اعلام خواهد شد و به اطلاع عموم میرسد.

فردا آخرین سکانس خسرو شکیبایی روبه روی تالار وحدت برگزار خواهد شد .

من باور نخواهم کرد... بدان که هرجا بروی باز تنین صدای زیبایت در گوش من است و چهره ی دوست داشتنی ات در خاطرم زنده ... هامون بی تو گرفته است و اتوبوس شب بی تو پیش نمی رود اینجا همه چیز بوی تو را میدهد... همه جا صدای خنده ات پیچیده است... میبینمت به آسمان پر میکشی... نرو ... خاطره هایت را جا گذاشته ای... بمان

این بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران كه سالها با حمید هامون در فیلم «هامون» داریوش مهرجویی باورش كردیم و به خاطر این فیلم، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را در هشتمین دورهی جشنواره فجر گرفت، سالها بعد به خاطره فیلم
«كیمیا»ی احمدرضا درویش، دوباره این سیمرغ را به خانه برد. او سومین سیمرغ خود را هم را برای بازی در نقش عادل مشرقی فیلم «سالاد فصل» فریدون جیرانی گرفت. از آخرین افتخارات شكیبایی هم دیپلم افتخار برای فیلم «اتوبوس شب» كیومرث پوراحمد بود





با تشکر از گروه طرفداران گلشیفته فراهانی- سایت جوجه جوکر -سایت خیلی دور خیلی نزدیک و سایت اینجا همه چیز هست.
من خیلی حالم گرفت . خیلی زیاد . واقعا تسلیت میگم .
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 20:14 توسط رها
|

















